محمد ابراهيم آيتى

155

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

رسول خدا در شب اول محرّم سال هفتم بعثت [ 1 ] واقع شد . در اين موقع أبو طالب قصيده‌اى گفت و بار ديگر آمادگى خود را براى حمايت رسول خدا اعلام داشت [ 2 ] . كار « بنى هاشم » و « بنى مطّلب » در « شعب أبى طالب » به سختى و محنت مىگذشت ، چه قريش خواربار را هم از ايشان قطع كرده بود ، و جز در موسم حجّ ( ماه ذى - الحجّه ) و عمره ( ماه رجب ) نمىتوانستند از « شعب » بيرون بيايند ، و در غير اين دو موسم جز پنهانى و با كمال دشوارى چيزى به آنها نمىرسيد ، و كار به جائى رسيد كه شيون كودكانشان از بيرون « شعب » شنيده مىشد . « أبو جهل » و « عاص بن وائل » و « نضر بن حارث » و « عقبة بن أبى معيط » مراقب بودند تا هرگاه خواربارى وارد مكّه مىشد ، از رسيدن آن به « بنى هاشم » جلوگيرى كنند . رسول خدا در موسم حجّ و عمره بيرون مىآمد و خود را بر قبايل عرب عرضه مىداشت و آنان را به حمايت خويش دعوت مىكرد ، امّا « أبو لهب » پشت سر وى حركت مىكرد و مىگفت : گول برادرزاده‌ام را نخوريد كه ساحر و دروغگو است . پس از چندى كه « بنى هاشم » و « بنى مطّلب » در « شعب » محصور ماندند ، قريش نزد « أبو طالب » پيام فرستادند كه محمّد را براى كشتن تسليم كن تا ترا بر خويش

--> [ 1 ] - ر . ك : الطبقات الكبرى ج 1 ، ص 209 . امتاع الاسماع ، ص 25 . [ 2 ] - در همين قصيده است كه مىگويد : أ لم تعلموا أنّا وجدنا محمّدا * نبيّا كموسى خطّ فى أوّل الكتب فلسنا و ربّ البيت نسلم أحمدا * لعزّاء من عضّ الزمان و لا كرب اشعار ابى طالب را كه در اين موقع و مواقع ديگر در حمايت رسول خدا گفته است ، در شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 3 ، ص 307 - 316 و الغدير ، ج 7 ، ص 330 ، 366 بنگريد .